کتابخانه احادیث شیعه
پرینت احادیث

احادیث حضرت عیسی علیه السلام245 حدیث

روايت شده كه حضرت عيسى و حواريون او بر لاشه سگى گذشتند؛ حواريون گفتند: اين سگ چه بوى بدى مى دهد! حضرت عيسى عليه السلام فرمود: اما عجب دندانهاى سفيدى دارد!
حضرت عيسى عليه السلام فرمود: خدمتگزار من دو دست منند، و مركب من دو پاى من؛ بستر من، زمين است و بالشم سنگ... شب را با دست خالى سپرى مى كنم و روز را هم با تهيدستى به سر مى برم، اما در عين حال در روى زمين توانگرتر از من كسى وجود ندارد.
حضرت عيسى عليه السلام فرمود: چهار پايان را هرگاه سوار نشوند يا از آن بار وكار نكشند، كج خلق و سركش مى شوند؛ دلهاى آدميان نيز چنين اند، هرگاه با ياد مرگ نرم نشوند و عبادت مداوم آنها را خسته نسازد، سخت و درشت مى شوند.
روايت شده است كه حواريون حضرت عيسى عليه السلام هرگاه گرسنه مى شدند مى گفتند: يا روح اللّه گرسنه شده ايم. حضرت عيسى عليه السلام با دست خود به زمين، چه دشت چه كوه مى زد و براى هريك از حواريان دو گرده نان بيرون مى آورد، كه آنها را مى خوردند و هرگاه تشنه مى شدند، مى گفتند: يا روح اللّه تشنه شده ايم و آن حضرت با دستش به زمين، خواه دشت يا كوه مى زد و آب بيرون مى آورد و حواريون مى نوشيدند. آنها گفتند: يا روح اللّه ! آيا كسى برتر از ما هم هست؟! كه هرگاه بخواهيم غذايمان مى دهى و هرگاه كه تشنه مى شويم آبمان مى نوشانى واين در حالى است كه به تو ايمان آورده ايم و پيرويت مى كنيم. حضرت عيسى عليه السلام در جواب فرمود: برتر ازشما كسى است كه با دست خودش، كار مى كند و از درآمــد كسـب خـويـش نـان مى خـورد. از آن پس حواريون لباس مى شستند و با مزد آن زندگى مى كردند.
مردى نزد حضرت عيسى عليه السلام آمد و گفت: اى روح اللّه ! من زنا كرده ام مرا پاك كن... وقتى مردم جمع شدند و آن مرد (براى سنگسار شدن) در گودال قرار گرفت، صدا زد: كسى كه خود مستحق حد الهى است نبايد بر من حد جارى كند. همه مردم متفرق شدند مگر يحيى و عيسى عليهماالسلام. يحيى نزديك آن مرد آمد وگفت: اى گنهكار! مرا اندرزى ده. مرد به او گفت: هرگز نفس خود را با خواهشهايش رها مكن كه تو را به هلاكت افكند. حضرت يحيى عليه السلام فرمود: پندى ديگر ده. مرد گفت: هيچ خطاكارى را به خطايش سرزنش مكن. يحيى عليه السلام فرمود: باز هم مرا پندى ده. مرد گفت: خشم مگير. يحيى عليه السلام گفت: مرا بس است.
حضرت عيسى عليه السلام فرمود: از نگاه كردن به آنچه منع شده است، بپرهيزيد؛ چرا كه آن بذر شهوت ها و رويش گناه است.
محمد بن عيسى گويد: از موفقّ ـ كه از اصحاب خاص امام رضا و امام جواد عليه السلام بود - شنيدم كه مى گفت: انگشترى در انگشت امام جواد عليه السلام بود كه به من نشان داد، بر آن نوشته بود «حسبى اللّه » يعنى خداوند مرا كافى است، بالاى آن هِلالى بود و پايين آن گلُ بود. به امام عرض كردم انگشتر كيست؟ فرمود: انگشتر پدرم است. عرض كردم: چطور دست شماست؟ فرمود: هنگامى كه وفات او فرا رسيد آن را به من داد و بعد فرمود: به كسى جز فرزندم على آن را ندهم.
به حضرت عيسى عليه السلام گفته شد: اى روح خدا حديث چطور صبح كردى؟ حديث فرمود: صبـح را آغـاز كردم در حالى كه پروردگارم بالاى سر من است، و آتش (جهنّم) پـيش رويم، و مرگ در طـلب من است، آنـچه را اميـدوارم در اختيار من نيست (و مالك آن نيستم)، و از دوركـردن آنچه دوست ندارم عاجـزم بنابراين چه كسـى از من فقـيرتر است.
هرگاه از حضرت عيسى عليه السلاماحوالپرسى مى شد، مى فرمود: صبح كردم در صورتى كه سود آنچه را كه به آن اميد دارم در اختيار من نيست، و قدرت ندارم آنچه را از آن بيم دارم از خود دفع كنم، و صبح كردم در حالى كه در گرو عملم هستم، و تمام خوبيها در دست غير خودم (يعنى خدا) است، پس هيچ فقيرى از من فقيرتر نيست.
احـمد بن عيسى مى گويد: امام صادق عليه السلامبه من فرمود: نيازمندى كه به من مراجعه مى كند من زود نياز او را بر طرف مى كنم ازترس اينكه او بى نياز شود واين كار نيك از دستم برود.
حدیث روز

امام صادق عليه ‏السلام:

لَولا أنَّ اللّه‏َ خَلَقَ أميرَ المُؤمِنينَ لِفاطِمَةَ ما كانَ لَها كُفوٌ عَلَى ظَهرِ الأرضِ؛

اگر خداوند اميرمؤمنان را براى فاطمه نمى ‏آفريد، در زمين همتايى براى او نبود.

الکافی ، ج 1 ، ص 461


احادیث معصومین

حمایت از پایگاه
آمار پایگاه کتابخانه احادیث شیعه

تــعــداد كــتــابــهــا : 111

تــعــداد احــاديــث : 45456

تــعــداد تــصــاویــر : 685

تــعــداد حــدیــث روز : 646