کتابخانه احادیث شیعه
پرینت احادیث

احادیث حضرت موسی علیه السلام32 حدیث

در روايت آمده كه موسى عليه السلام براى بنى اسرائيل كه گرفتار قحطى شده بودند ،درخواست باران كرد، اما خداوند متعال به او وحى فرمود كه : «باوجود شخصسخن چينى كه در ميان شما هست و به سخن چينى اش ادامه مى دهد، دعاى تو و دعاىهمراهانت را اجابت نمى كنم». حديث
صفحه اختصاصي حديث و آيات (قَالَ قَآئلٌ مِّنْهُمْ إِنِّى كَانَ لِى قَرِينٌ * يَقُولُ أَءِنَّكَ لَمِنَ الْمُصَدِّقِينَ * أَءِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَ عِظَـمًا أَءِنَّا لَمَدِينُونَ * قَالَ هَلْ أَنتُم مُّطَّـلِعُونَ * فَاطَّـلَعَ فَرَءَاهُ فِى سَوَآءِالْجَحِيمِ ) . حديث
(يكى از آنان (اهل بهشت) گويد: مرا همنشينى بود كه مى گفت: «آيا تو از آنها هستى كه تصديق مى كنند كه چون مرديم و خاك و استخوان شديم ، كيفرمان مى دهند ؟» . گويد : «آيا مى توانيد بنگريد ؟» . پس مى نگرد و او را در ميان آتش دوزخ مى بيند» .
(وَ يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى يَدَيْهِ يَقُولُ يَــلَيْتَنِى اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلاً * يَـوَيْلَتَى لَيْتَنِى لَمْ أَتَّخِذْ فُلاَنًا خَلِيلاً * لَّقَدْ أَضَلَّنِى عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جَآءَنِى وَ كَانَ الشَّيْطَـنُ لِلاْءِنسَـنِ خَذُولاً ) . حديث
(يادآورْ روزى را كه ستمكار ، دستانِ خود را به دندان مى گزد و مى گويد : «اى كاش با پيامبر ، راهى برمى گرفتم . واى بر من! كاش فلانى (فلان دوست بد) را دوست نگرفته بودم ! او مرا به گمراهى كشيد با آن كه قرآن براى من نازل شده بود» و شيطان ، همواره خوار كننده انسان بوده است» .
(وَ مَن يَعْشُ عَن ذِكْرِ الرَّحْمَـنِ نُقَيِّضْ لَهُو شَيْطَـنًا فَهُوَ لَهُو قَرِينٌ * وَ إِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ * حَتَّى إِذَا جَآءَنَا قَالَ يَــلَيْتَ بَيْنِى وَ بَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِينُ ) . حديث
(هر كس از ياد [خداى ]رحمانْ روى بگرداند ، شيطانى بر او مى گماريم كه همنشين او خواهد بود . آن شيطان ها ، از راه خدا بازشان مى دارند ؛ ولى مى پندارند كه هدايت يافتگان اند . تا آن گاه كه نزد ما آيد ، [به شيطان ]گويد : «اى كاش ميان من و تو فاصله ميان مشرق و مغرب بود ، و تو چه همنشين بدى بودى !»)
(وَ أَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَسَآءَلُونَ * قَالُواْ إِنَّكُمْ كُنتُمْ تَأْتُونَنَا عَنِ الْيَمِينِ * قَالُواْ بَل لَّمْ تَكُونُواْ مُؤْمِنِينَ * وَ مَا كَانَ لَنَا عَلَيْكُم مِّن سُلْطَـنِم بَلْ كُنتُمْ قَوْمًا طَـغِينَ * فَحَقَّ عَلَيْنَا قَوْلُ رَبِّنَآ إِنَّا لَذَآئقُونَ * فَأَغْوَيْنَـكُمْ إِنَّا كُنَّا غَـوِينَ ) . حديث
(و [دوزخيانْ ]برخى به برخى روى آورده، بپرسند . گويند : «شما [گمراه كنندگان ما ]بوديد كه [براى فريفتن ما ]از راه خيرخواهى مى آمديد» . [آنها در جواب ]مى گويند : «نه ! شما خودتان اهل ايمان نبوديد . ما را بر شما هيچ تسلّطى نبود . شما خود ، مردمى نافرمان بوديد . پس گفته پروردگارمان بر ما قطعى شد و ما همگى از عذاب مى چشيم . ما شما را گم راه كرديم ، همان گونه كه خود گم راه بوديم) .
(وَ قَيَّضْنَا لَهُمْ قُرَنَآءَ فَزَيَّنُواْ لَهُم مَّا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ مَا خَلْفَهُمْ وَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ فِى أُمَمٍ قَدْ خَلَت مِن قَبْلِهِم مِّنَ الْجِنِّ وَ الاْءِنسِ إِنَّهُمْ كَانُواْ خَـسِرِينَ ) . حديث
(بر آنان ، همنشينانى برانگيختيم كه برايشان آنچه را فرارويشان بود و آنچه پشت سرشان بود ، بياراستند ، و بر آنها نيز همانند پيشينيانشان از جِن و اِنس ، عذابْ قطعى شد ؛ زيرا زيانكار بودند) .
موسى عليه السلام : مَن قَطَعَ قَرينَ السَّوءِ فَكَأَنَّما عَمِلَ بِالتَّوراةِ . حديث
موسى عليه السلام : هركه از همنشين بد بِبُرد ، گويى به تورات عمل كرده است!
موسى عليه السلام : آن كه از همنشين بد ببُرَد ، گويا به توراتْ عمل كرده است .
حضرت موسى كليم عرض كرد: بار پروردگارا! درجات محمد و امت او را به من بنماى. فرمود: اى موسى! تو تاب و تحمل آن راندارى، اما يكى از منزلتهاى ارجمند و والاى اورا كه بدان سبب وى را بر تو و همه آفريدگانم برترى داده ام، نشانت مى دهم ... آن گاه ملكوت آسمان را بر موسى عليه السلام آشكار ساخت؛ پس موسى عليه السلام منزلتى را ديد كه از پرتوهاى آن و نزديكيش به خدا نزديك بود قالب تهى كند. عرض كرد: خدايا به چه سبب اورا به اين بزرگوارى رساندى ؟ فـرمـود: به سبب خصلتى كه از ميان بندگانم او را ويژه گردانيدم وآن «ايثار» است. اى موسى! هيچ يك از بندگانم كه زمانى از عمر خود را به ايثار گذرانده باشد، بر من وارد نشود، مگر آنكه از حسابرسى او شرم كنم ودر هرجاى از بهشتم كه خواهد او را جاى دهم.
روايت شده است كه حضرت موسى عليه السلام عرض كرد: بار پروردگارا! مرا به كارى راهنمايى كن كه اگر آن را به جاى آورم، رضايت تورا به دست آورده باشم. خداوند به او وحى فرمود كه: اى پسر عمران! همانا خشنودى من در ناخشنودى توست و تو طاقت آن را ندارى... موسى گريه كنان به سجده افتاد و عرض كرد: پروردگارا! تو مرا به سخن گفتن با خودت مفتخر نمودى و پيش از من با هيچ بشرى سخن نگفتى، اما اكنون مرا به كارى كه به سبب آن به رضاى تو برسم راهنمايى نمى كنى؟! پس خداوند به او وحى فرمود: همانا خشنودى من در خرسندى تو به قضاى من است.
در داستان موسى و شعيب عليهماالسلام آمده است: زمانى كه موسى عليه السلام نزد شعيب عليه السلام رفت، شعيب آماده خوردن شام بود، پس به موسى گفت: اى جوان بنشين شام بخور. موسى عليه السلام گفت: پناه به خدا. شعيب عليه السلام گفت: چرا؟ مگر گرسنه نيستى؟ موسى عليه السلام گفت: چرا اما مى ترسم اين پاداش آب كشيدن ازچاه براى آن دو (دختران شعيب) باشد. من از خاندانى هستم كه اگر همه زمين پر از طلا شود، چيزى از كار آخرت را به آن نمى فروشيم. شعيب عليه السلام گفت: اى جوان به خدا اين پاداش آن كار تو نيست، بلكه ميهمان نوازى عادت و رسم من و پدران من است. در اين هنگام موسى عليه السلام نشست و شام خورد.
حضرت موسى عليه السلام عرضه داشت : پروردگارا! كسان تو كيانند كه در روزى كه جز سايه تو سايه اى نيست، آنها رادر سايه عرش خود پناه مى دهى؟ خداوند به او وحى فرمود: ... كسانى كه هرگاه حرامهاى من حلال شمرده شوند، مانند پلنگ زخم خورده خشمگين گردند.
امام صادق عليه السلام فرمود: از جمله آنچه خداوند به موسى عليه السلام وحى فرمود و در تورات بر او نازل كرد، چنين بود: همانا منم خداوند ، هيچ معبودى جز من نيست. مردم را آفريدم و خير و نيكى را هم آفريدم و آن را بر دستان كسى جارى ساختم كه دوست مى دارم، خوشا به حال آنكه خير را بر دستان او جارى ساختم. منم خداوند، معبودى جز من نيست. مردم را آفريدم و شرّ را آفريدم و آن را بردستانِ هر كه بخواهم جارى مى كنم. پس واى بر آنكه بدى را بر دستان او جارى سازم.
امام صادق عليه السلام فرمود: خداى متعال به حضرت موسى عليه السلاموحى فرمود: اى موسى! به خاطر ثروت زياد، خوشحال مشو و در هيـچ حــالى يـاد مــرا وامــگـذار، همانا ثروت زياد ، گناهان را از ياد انسان مى برد و ترك ياد خدا سنگدلى و قساوت قلب مى آورد.
خداوند متعال به حضرت موسى عليه السلام فرمود: اى موسى! تكبّر و فخر را واگذار، و به ياد آور كه ساكن گور خواهى شد. اين ياد آورى، تو را از شهوات باز بدارد.
حدیث روز

امام على عليه ‏السلام:

إنّ فيهِ شِفاءً مِن أكبَرِ الداءِ، وهُوالكُفرُ و النِّفاقُ، والغَيُّ والضَّلالُ؛

در قرآن، درمان بزرگترين دردهاست: درد كفر و نفاق و تباهى و گمراهى.

نهج البلاغه : خطبه 176

احادیث معصومین

حمایت از پایگاه
آمار پایگاه کتابخانه احادیث شیعه

تــعــداد كــتــابــهــا : 111

تــعــداد احــاديــث : 45456

تــعــداد تــصــاویــر : 685

تــعــداد حــدیــث روز : 646