کتابخانه احادیث شیعه

اسم اعظم خدا

امام باقر عليه السلام : نام اعظم خدا هفتاد و سه حرف است كه آصف يك حرف آن را مى دانست و آن را به زبان آورد ؛ پس ، هر آنچه ميان آصف و تخت بلقيس بود در كام زمين فرو رفت و آصف دست دراز كرد و تخت را برداشت و سپس زمين به حال نخست برگشت و اين همه در يك چشم بر هم زدن رخ داد . هفتاد و دو حرف از اسم اعظم نزد ماست و يك حرف نزد خداوند تبارك و تعالى مى باشد و آن را به علم غيب خود ويژه گردانيده است و هيچ قدرت و توانى جز از خداى بلند مرتبه بزرگ نيست .
نمایش منبع
امام صادق عليه السلام : اسم اعظم خداوند ، در اُمّ الكتاب (سوره فاتحه) مندرج است .
نمایش منبع
امام صادق عليه السلام : خداوند عزّ و جلّ اسم اعظم خود را بر هفتاد و سه حرف نهاد ؛ از آن شمار، بيست و پنج حرف به آدم داد و بيست و پنج حرف به نوح و هشت حرف به ابراهيم و چهار حرف به موسى و دو حرف به عيسى كه به كمك آن دو، مردگان را زنده مى كرد و كوران مادر زاد و مبتلايان به پيسى را شفا مى بخشيد و هفتاد و دو حرف به محمّد داد و يك حرف را دريغ داشت ، تا از آنچه در ذات اوست بر كسى معلوم نشود ، در حالى كه او از آنچه درون بندگان مى گذرد آگاه است .
نمایش منبع
امام عسكرى عليه السلام : بسم اللّه الرحمن الرحيم ، به نام اعظم خدا، نزديكتر از سياهى چشم به سفيدى آن است .
نمایش منبع
صفحه اختصاصي حديث و آيات الكنى و الالقاب عن سعدِ الخَفّافِ ـ لِزاذانَ أبي عمرةَ ـ : يا زاذانُ ، إنَّكَ لَتَقرَأُ القرآنَ فَتُحسِنُ قِراءَتَهُ، فَعَلى مَن قَرَأتَ ؟ قال : فَتَبَسَّمَ ثُمّ قالَ : إنَّ أميرَ المؤمنينَ عليه السلام مَرَّ بي و أنا اُنشِدُ الشِّعرَ ، و كانَ لي حَلقٌ حَسَنٌ فَأعجَبَهُ صَوتي ، فقالَ : يا زاذانُ ، فهَلاّ بِالقرآنِ ؟ ! قلتُ : يا أميرَ المؤمنينَ ، و كيفَ لي بالقرآنِ ؟ ! فَو اللّه ِ ما أقرَأُ مِنهُ إلاّ بِقَدرِ ما اُصَلِّي بهِ . قالَ : فادْنُ مِنّي ، فَدَنَوتُ مِنهُ فَتَكَلَّمَ في اُذُني بكلامٍ ما عَرَفتُهُ و لا عَلِمتُ ما يَقولُ ، ثُمّ قالَ : افتَحْ فاكَ ، فَتَفَلَ في فِيَّ ، فو اللّه ِ ما زالَت قَدَمي مِن عندِهِ حتّى حَفِظتُ القُرآنَ بِإعرابِهِ و هَمزِهِ ، و ما احتَجتُ أن أسألَ عَنهُ أحَدا بَعدَ موقِفِي ذلكَ . قالَ سعدٌ : فَقَصَصتُ قِصَّةَ زاذانَ على أبي جعفرٍ عليه السلام قالَ : صَدَقَ زاذانُ ، إنَّ أميرَ المؤمنينَ دَعا لِزاذانَ بِالاسمِ الأعظَمِ الذي لا يُرَدُّ .حديث
الكنى و الألقاب به نقل از سعد خفّاف : به ابو عمره زادان گفتم : اى زادان! تو نيكو قرآن قرائت مى كنى ، نزد چه كسى قرائت آموخته اى؟ زادان تبسمى كرد و گفت : روزى در حال خواندن شعرى بودم كه امير المؤمنين عليه السلام بر من گذشت . من صدايى خوش داشتم . حضرت از صداى من خوشش آمد و فرمود : اى زادان! چرا قرآن تلاوت نمى كنى؟ عرض كردم : يا امير المؤمنين! چگونه قرآن بخوانم؟ به خدا سوگند از قرآن چيزى بيش از همان مقدار كه در نماز مى خوانم ، نمى دانم . حضرت فرمود : نزديك من آى . من به ايشان نزديك شدم . پس ، در گوش من سخنى گفت كه نفهميدم چه بود و چه گفت . سپس فرمود : دهانت را باز كن و آب مبارك دهانش را در دهانم گذاشت . به خدا قسم هنوز از نزد آن حضرت قدمى بر نداشته بودم كه قرآن را با اِعراب و قرائتش از بر بودم و از آن پس هرگز نيازى پيدا نكردم كه از كسى چيزى درباره قرآن بپرسم
من اين داستان زادان را براى امام باقر عليه السلام بازگو كردم ، حضرت فرمود : زادان راست گفته است . امير المؤمنين عليه السلام با نام اعظم براى زادان دعا كرد و چنين دعايى هرگز ردّ نمى شود .
نمایش منبع
حدیث روز

امام رضا عليه ‏السلام : :

الناسُ ضَربانِ: بالِغٌ لا يَكتَفي، وطالِبٌ لا يَجِدُ؛

مردم دو دسته اند: آن كه [به دنيا] رسيده ولى بسنده نمى كند و كسى كه به دنبال آن است و آن را نمى يابد.

كشف الغمّة: ج ۳، ص ۱۰۰

چهل حدیث « گهرهای رضوی » علیه السلام

حمایت از پایگاه
آمار پایگاه کتابخانه احادیث شیعه

تــعــداد كــتــابــهــا : 111

تــعــداد احــاديــث : 45456

تــعــداد تــصــاویــر : 685

تــعــداد حــدیــث روز : 646

تــعــداد کــلــیــد واژه هــا : 608

تــعــداد اعــضــاء : 3469