مقدمه

«يَا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لاتُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَىِ اللّه ِ وَرَسُولِه وَاتَّقُوااللّه َ إِنَّ اللّه َ سَمِيعٌ عَلِيمٌ يَا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لاتَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِىِّ وَلاتَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمالُكُمْ وَأَنْتُمْ لاَ تَشْعُرُونَ»حديث
اى كسانى كه ايمان آورده ايد. چيزى را بر خدا و رسولش مقدّم نشمريد (وپيشى نگيريد) وتقواى الهى پيشه كنيد كه خداوند شنوا و داناست. اى كسانى كه ايمان آورده ايد! صداى خود را فراتر از صداى پيامبر نكنيد، و در برابر او بلند سخن مگوئيد (و داد و فرياد نزنيد) آن گونه كه بعضى از شما در برابر بعضى بلند صدا مى كنند. مبادا اعمال شما (بخاطر بى ادبى ها) نابود گردد در حالى كه نمى دانيد.

مولوى:
از خدا جوييم توفيق ادب بى ادب محروم ماند از لطف ربّ
بى ادب تنها نه خود را داشت بدبلكه آتش در همه آفاق زد

«ادب» چه واژه شيرين و دلپذيرى است، چه كلمه نشاط آور و زيبايى است، چه لفظ دلنشين و دوست داشتنى است، كلمه اى كه همه دوست دارند معنى و مفهوم آن را در همه جا و همه كس شاهد باشند، و در همه رفتار و كردارها نمايان گردد، و همه مجسمه آن معنى و مفهوم باشند.
شايد هيچ واژه اى باندازه آن مورد توافق و خواست همه انسانها نباشد بطورى كه همه انسانها و ملّتها با هر دين و مرامى كه باشند از كوچك و بزرگ آن را بپسندند و به آن عشق بورزند، و دوست داشته باشند هم خود به آن آراسته باشند هم ديگران، آرى موضوعى كه همه آرزوى آن را دارند و با تمام وجود به آن عشق مى ورزند.
اما سئوال اين است چرا اين واژه با اينكه اين قدر مورد خواست و علاقه همه اقشار است تا اين حدّ مورد بى مهرى قرار گرفته و مى گيرد، با اينكه اگر در زندگى فردى و اجتماعى حضور جدّى پيدا كند زندگى را شيرين و زيبا و پر معنى و اميد بخش و سعادتمند مى سازد و انسانها به هم نزديك شده و محبت ها و علاقه ها بين انسانها چند برابر مى شود.
پس چرا با اين همه آثار خوب و فراوان و جايگاه ارزشمند كمتر از آن سخن گفته مى شود و كمتر در مورد آن نوشته مى شود.
ممكن است رمز همه اين بى مهرى ها اين باشد كه همه فكر مى كنند خوبى و جايگاه آن براى همه روشن و واضح است و سخن گفتن و نوشتن در مورد ادب پرداختن به امور بديهى و وقت تلف كردن است و اگر كسى به آن بپردازد توجهى به او و سخنان او نمى شود، زيرا همه بر اين باورند كه ادب خوب است و همه بايد در مقابل خالق هستى و همه انسانها بلكه همه موجودات كه مخلوقات او هستند ادب را پيشه خود سازند چون شخصيّت انسانى انسان به مؤدّب بودن او سفارش مى كند علاوه بر اينك خالق جهان و همه انسانها آنرا براى انسان شايسته و لازم مى دانند.اما بايد پذيرفت و باور كرد كه سخن گفتن و نوشتن در مورد آن گرچه براى يادآورى و بيان جوانب و موارد مختلف آن و اهميت ويژه آن در شيرين كردن زندگى دنيوى و اُخروى در حدّى كه نياز است مناسب بلكه ضرورى است، بويژه آنكه مى بينيم در ضمن آيات قرآن و سخنان اهل بيت عليهم السلام ابعاد تازه اى از معنى و مفهوم و نمونه هاى زيبايى از ادب اسلامى بيان شده است.
از اينرو براى استفاده بيشتر از فرهنگ غنى اهل بيت عصمت و طهارت چهل درّ گرانبها را برگزيديم به اميد آنكه بتوانيم آنها را فراگرفته و در زندگى فردى و اجتماعى به خوبى پياده كنيم و خود و جامعه را بسوى جامعه اى پر از محبت و صفا و صميمت سوق داده و زندگى ايده آل و خداپسندانه داشته باشيم.
محمود شريفى
بيست و دوّم ارديبهشت ماه 1385