برابرى مردم در مالِ خدا

امام على عليه السلام : در برخوردارى از اين بيت المال هيچ كس را بر ديگرى مزيّتى نيست. خداوند خود آن را تقسيم كرده است؛ زيرا آن مال خداست و شما هم بندگان مسلمان خداييد.

امام على عليه السلام ـ در بخشى از نامه خود به مصقلة بن هبيره شيبانى، كارگزار آن حضرت در اردشير خُرّه ـ نوشت : بدان كه مسلمانانى كه نزد تو و نزد ما به سر مى برند سهمشان از اين بيت المال يكسان است. براى دريافت سهم خود از آن، نزد من مى آيند و مى گيرند و باز مى گردند.

امام على عليه السلام ـ هنگامى كه به سبب رعايت برابرى در تقسيم بيت المال از ايشان خرده گرفتند ـ فرمود : آيا به من مى گوييد كه با ستم بر كسانى كه زمام دارشان شده ام ، پيروزى را بجويم؟! به خدا سوگند كه تا شب و روز مى چرخند و در آسمان ستاره اى از پى ستاره اى بر مى آيد، هرگز گرد اين كار نخواهم گشت. اگر اين مال از آنِ خودم هم مى بود، آن را به يكسان ميانشان تقسيم مى كردم چه رسد به اينكه مال، مال خداست!

امام على عليه السلام ـ خطاب به عبد اللّه بن زمعه كه در زمان خلافتش از آن حضرت مالى طلبيده بود ـ فرمود : اين مال نه از من است و نه از تو. بلكه غنيمت مسلمانان و حاصل شمشيرهاى آنان است. اگر در جنگشان با آنان شركت كرده اى، تو هم مانند آنها سهم دارى و گرنه دسترنج آنها براى دهان هاى غير آنها نيست.

امام على عليه السلام ـ در نامه اى به قثم بن عباس ، كارگزار ايشان در مكّه ـ نوشت : به آنچه از مال خدا كه نزد تو جمع مى شود بنگر و آن را ميان عيالواران و گرسنگان منطقه پيرامونت پخش كن و با آن خلأ فقر را پر كن و مازادش را براى ما بفرست، تا آن را ميان كسانى كه نزد ما هستند تقسيم كنيم.

امام على عليه السلام ـ درباره زمين هايى كه عثمان تيول بعضى كرده بود و حضرت آنها را به مسلمانان بازگرداند ـ فرمود : به خدا سوگند اگر ببينم كه به كابين زنان يا بهاى كنيزان رفته باشد، هر آينه آن را باز مى گردانم؛ زيرا دامنه عدالت گسترده است و هر كه عدالت بر او تنگ آيد (با همه گستردگيش آن را تحمّل نكند) بى عدالتى بر او تنگتر آيد!

امام على عليه السلام ـ در فرمانش به مالك اشتر ـ نوشت : امّا غم من اين است كه كار اين امّت را نابخردان و نابكاران آنها به عهده گيرند و در نتيجه، مال خدا را ميان خود دست به دست گردانند و بندگان او را به بردگى كشند.

صفحه اختصاصي حديث و آيات شرح نهج البلاغة عن أبي جعفرٍ الإسكافيّ : ··· صَعِدَ المِنبَرَ في اليَومِ الثّاني مِن يَومِ البَيعَةِ ، و هُو يَومُ السَّبتِ لإحدى عَشرَةَ لَيلَةً بَقِينَ مِن ذي الحِجَّةِ فحَمِدَ اللّه َ و أثنى علَيهِ ··· ثُمَّ التَفَتَ عليه السلام يَمينا و شِمالاً ، فقالَ : ألا لا يَقولَنَّ رِجالٌ مِنكُم غَدا : قَد غَمَرَتهُمُ الدُّنيا فاتَّخَذوا العِقارَ ، و فَجَّروا الأنهارَ ، و رَكِبوا الخُيولَ الفارِهَةَ ، و اتَّخَذوا الوَصائفَ الرّوقَةَ ، فصارَ ذلكَ علَيهِم عارا و شَنارا ، إذا ما مَنَعتُهُم ما كانوا يَخوضونَ فيهِ ، و أصَرتُهُم إلى حُقوقِهِمُ الّتي يَعلَمونَ ، فيَنقِمونَ ذلكَ و يَستَنكِرونَ و يَقولونَ : حَرَمَنا ابنُ أبي طالبٍ حُقوقَنا ! ألا و أيُّما رجُلٍ مِن المُهاجِرينَ و الأنصارِ مِن أصحابِ رسولِ اللّه ِ صلّى اللّه ُ علَيهِ يَرى أنّ الفَضلَ لَهُ على مَن سِواهُ لِصُحبَتِهِ ، فإنّ الفَضلَ النَّيِّرَ غَدا عِندَ اللّه ِ ، و ثوابَهُ و أجرَهُ علَى اللّه ِ . و أيُّما رجُلٍ استَجابَ للّه ِ و لِلرّسولِ، فصَدَّقَ مِلّتَنا، و دَخَلَ في دِينِنا، و استَقبَلَ قِبلَتَنا ، فقدِ استَوجَبَ حُقوقَ الإسلامِ و حُدودَهُ
فأنتُم عِبادُ اللّه ِ ، و المالُ مالُ اللّه ِ ، يُقسَّمُ بَينَكُم بالسَّوِيَّةِ لا فَضلَ فيهِ لأحَدٍ على أحَدٍ ، و للمُتَّقينَ عِندَ اللّه ِ غَدا أحسَنُ الجَزاءِ و أفضَلُ الثَّوابِ ، لَم يَجعَلِ اللّه ُ الدُّنيا للمُتَّقينَ أجرا و لا ثَوابا و ما عِندَ اللّه ِ خَيرٌ للأبرارِ .
حديث

شرح نهج البلاغه ـ به نقل از ابو جعفر اسكافى ـ : (امام على عليه السلام ) در روزِ دوم بيعت، كه مصادف با روز شنبه يازده شب مانده از ماه ذي حجّه بود، منبر رفت و حمد و ثناى خدا گفت··· سپس به راست و چپ نگاهى كرد و فرمود : هان! مبادا كسانى از شما كه غرق دنيا شدند و ملك و املاك فراهم آوردند و نهرها جارى كردند و اسبان چابك سوار شدند و كنيزكان زيبا روى گرفتند، اين همه مايه ننگ و رسوايى آنان شود آن گاه كه ايشان را از ناز و نعمتى كه در آن فرو رفته اند باز دارم و به سوى حقوقشان كه مى دانند برگردانمشان! پس، به خرده گيرى و انكار برخيزند و فردا بگويند : پسر ابو طالب ما را از حقوقمان محروم كرد! بدانيد كه هر مردى از مهاجران و انصار كه صحابى رسول خدا صلى الله عليه و آله بوده است و خيال كند كه به دليل صحابى بودنش بر ديگرى برترى دارد، بايد بداند كه برترى آشكار در فرداى قيامت نزد خداوند است و ثواب و اجر او با خداست و هر مردى كه دعوت خدا و رسولش را اجابت كرده و آيين ما را پذيرفته و به دين ما در آمده و رو به قبله ما مى ايستد، هر آينه مستوجب حقوق و حدود اسلام است
پس، شما بندگان خدا هستيد و مالْ مال خداست و ميانتان به يكسان تقسيم مى شود و در اين زمينه هيچ يك را بر ديگرى برترى نيست و پرهيزگاران در فرداى قيامت نزد پروردگار بهترين پاداش و برترين ثواب را دارند. خداوند دنيا را مزد و پاداش پرهيزگاران قرار نداده و آنچه نزد خداست، براى نيكان بهتر است.

بحار الأنوار : اُسامة بن زيد به امير مؤمنان عليه السلام پيغام فرستاد كه عطاى مرا برايم بفرست؛ زيرا به خدا قسم مى دانى كه اگر به كام شير مى رفتى، من هم با تو مى آمدم. على عليه السلام به او نوشت : اين مال از آنِ كسى است كه براى آن جهاد كرده است. امّا اين تو و اين مال من در مدينه، هرچه مى خواهى از آن بردار.

شرح نهج البلاغه ـ به نقل از ابو اسحاق همدانى ـ : دو زن، يكى عرب و ديگرى از موالى، نزد على عليه السلام آمدند و از آن حضرت چيزى [از بيت المال ]خواستند. امام به هر دوى آنها به يك اندازه پول و خوراك داد. يكى از آن دو گفت : من زنى عرب هستم و اين زن عجم است! على عليه السلام فرمود : به خدا قسم كه من در اين غنيمت براى فرزندان اسماعيل برترى اى بر فرزندان اسحاق نمى يابم.

الاختصاص ـ به نقل از ابن دأب ـ : امير مؤمنان عليه السلام مسئوليت بيت المال مدينه را به عمار بن ياسر و ابو الهيثم بن تيّهان سپرد و نوشت : عرب و قرشى و انصارى و عجم و كليه عرب ها و عجم هايى كه اسلام را پذيرفته اند [يكسانند]. پس، سهل بن حنيف با غلام سياه خود آمد و عرض كرد : به اين چقدر عطا مى دهى؟ امير المؤمنين عليه السلام به او فرمود : خودت چقدر گرفته اى؟ عرض كرد : سه دينار. بقيه مردم نيز همين اندازه گرفته اند. حضرت فرمود : به غلام او نيز مانند خودش سه دينار بدهيد.

امام باقر عليه السلام : زمانى كه قائم ما قيام كند، زمين هاى پيشكشى [سلاطين] از هم پاشيده و ملغى مى شود و هيچ تيولى نمى ماند.

صفحه اختصاصي حديث و آيات الإمامُ الصّادقُ عليه السلام : لمّا وَلي عليٌّ عليه السلام صَعِدَ المِنبرَ، فحَمِد اللّه ُ و أثنى عليه، ثمّ قالَ :إنّي وَ اللّه لا أرْزؤكُم .حديث مِن فَيئكُم دِرهَما ما قامَ لي عِذْقٌ بيَثرِبَ ، فليَصدُقكُم .حديث أنفسُكُم؛ أ فتَرَوني مانِعا نَفسي و مُعطيكُم؟! .حديث
فقامَ إلَيهِ [ أخوهُ] عَقيلُ فقالَ لَه : و اللّه ِ لتَجعَلُني و أسوَدَ بالمدينَةِ سَواءً ! فقالَ : اجلِسْ، أ ما كانَ ههُنا أحَدٌ يَتَكلَّمُ غيرُكَ ؟ و ما فَضلُكَ علَيهِ إلاّ بِسابِقَةٍ أو تَقوى ! ! .حديث

امام صادق عليه السلام : امام على عليه السلام هنگامى كه خلافت را به عهده گرفت بالاى منبر رفت، بعد از حمد و ثناى خداوند فرمود: به خدا قسم تا وقتى حتى يك درخت خرما از من در يثرب سر پا باشد من از غنايم (خراج) شما درهمى براى خود بر نمى دارم. (اكنون) صادقانه بينديشيد. آيا فكر مى كنيد من كه خودم را محروم مى كنم به شما [بيشتر از حقّتان] عطا مى كنم ؟!
در اين هنگام عقيل برخاست و گفت : بخدا قسم مرا با سياهى از سياهان مدينه يكسان قرار مى دهى؟ حضرت فرمود : بنشين، كس ديگرى غير تو در اين جا نبود كه سخن بگويد؟! تو را بر آنان برترى نيست مگر به سابقه ايمان يا تقوا!

امام صادق عليه السلام ـ در پاسخ به سؤال از تقسيم بيت المال ـ فرمود : مسلمانان، فرزندان اسلام هستند و من در عطا ميان آنان برابرى مى نهم. فضايل و برترى هايشان ميان خودشان و خداست. من آنها را مانند فرزندان يك مرد تلقى مى كنم كه در ميراث، يكى از آنها به دليل فضل و كمالش بر ديگرى كه ضعيف و ناقص است، برترى داده نمى شود.

امام صادق عليه السلام : خداوند تبارك و تعالى، توانگران و تهيدستان را در اموال شريك قرار داده است. پس، توانگران حق ندارند [سهم شريكان خود را] به غير شركاى خود بدهند.