کتابخانه احادیث شیعه
پرینت احادیث

احادیث حضرت داوود علیه السلام 21 حدیث

صفحه اختصاصي حديث و آيات قالَ اَميرُالمُؤمِنين عليه السلام: اَوْحَى اللّه ُ اِلى داوُودَ: يا داوُودُ! تُريدُ وَ اُريدُ وَ لايَكُونُ اِلاّ ما اُريدُ ، فَاِنَ اَسْلَمْتَ لِما اُريدُ اَعْطَيْتُكَ ما تُريدُ وَ اِنْ لَمْ تُسْلِمْ لِما اُريدُ اَتْعَبْتُكَ فيما تُريدُ وَ لا يَكُونُ اِلاّ ما اُريدُ. حديث
اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: خداوند متعال به حضرت داود عليه السلاموحى فرمود: اى داود! تو مى خواهى، من هم مى خواهم ، ولى جز آنچه من مى خواهم نمى شود. پس اگر تسليم آنچه من مى خواهم بشوى، آنچه را هم تو مى خواهى عطايت مى كنم. امّا اگر تسليم آنچه من مى خواهم نشوى، در آنچه خودت مى خواهى تو را به رنج مى افكنم و جز آنچه هم كه من بخواهم نخواهد شد.
صفحه اختصاصي حديث و آيات عَـنْ داوُدِ الـرِّقى قـالَ: اِنّى كُنْتُ أَسْـمَعُ أَباعَبْـدِاللّه ِ عليه السلام أَكْثَرَ ما يُـلِحُّ بِهِ فىالدُّعاءِ عَلَى اللّه ِ بِحَقِّ الْخَمْسَةِ يَعْنى رَسُولَ اللّه ِ وَأَميرَالْمُومنينَ وَفاطِمَةَ وَالْحَسَنَ وَالْحُسَينَ عليهم السلام. حديث
داود رقى (از اصحاب امام صادق عليه السلام) مى گويد: من از امام صادق عليه السلام مى شنيدم كه در هنگام اصـرار دعاهايش بيشتر مواقـع خداى را به حق پنج نفر مى خواند، يعنى رسول خـدا و اميرمؤمنان و فاطـمه زهراء و حسن و حسين (درود خدا بر آنها باد). توسّل، دستور دينى است. براى حاجت خواستن از درگاه خدا، بايد وسيله داشت. توسّل يعنى وسيله آوردن به درگاه الهى (و ابتغوا اليه الوسيله) و بهترين وسيله، اهل بيت عصمت و طهارتند كه در پيشگاه خدا قرب و منزلت و آبرو دارند و خدا به حرمت جاه و مقامشان حاجت بندگان را بر مى آورد.
صفحه اختصاصي حديث و آيات حَدَّثَ اَبُوهاشِم داوُدَ بنَ القاسِمِ الجَعْفَرى قالَ: وَ كانَ الْحَسَنُ عليه السلام يَصُومُ فَاِذا اَفْطَرَ اَكَلْنا مَعَهُ مِنْ طَعامٍ كانَ يَحْمِلُهُ غُلامُهُ اِلَيْهِ فى جُونَةٍ مَخْتُومَةٍ وَ كُنْتُ اَصُومُ مَعَهُ. حديث
داود بن قاسم جعفرى گويد: امام عسكرى عليه السلام روزه مى گرفت. چون مى خواست افطار كند ما نيز از غذايى كه غلامش در كيسه مهر شده براى او مى آورد مى خورديم و من نيز با او روزه مى گرفتم. از تواضع آن حضرت بود كه خود را جدا از ديگران نمى دانست و آنان را در غذاى خود شريك مى ساخت، بر خلاف طاغوت ها و طاغوتيان متكبّر كه برترى طلبند و خودخواه، غذاهاى ويژه دارند و هم غذا شدن با افراد عادى را براى خود عار مى دانند. اولياى الهى با آنكه برترين انسان هاى روى زمينند، امّا اخلاق و سيره مردمى و متواضعانه دارند.
صفحه اختصاصي حديث و آيات عن داود بن كثير قال: قُلتُ لابى عبد اللّهِ عليه السلام: اَنتُم الصَّلاةُ فى كِتابِ عَزَّوَجَلَّ وَ اَنتمُ الزَّكاةُ وَ اَنتم الحَجُّ؟ فقالَ: يا داود، نَحْنُ الصَّلاةُ فى كتابِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ و نَحْنُ الزَّكاةُ و نَحْنُ الصّيامُ و نَحْنُ الحَجُّ ... . حديث
داود بن كثير گويد: به امام صادق عليه السلام عرض كردم: آيا مراد از نماز و زكات و حج كه در قرآن آمده است شمائيد، ايشان فرمود: اى داود، مراد از نماز و زكات و روزه و حج در كتاب خدا، ما هستيم.
صفحه اختصاصي حديث و آيات
سرآغاز:
«حكمت»، زيربناى منشور تربيتى لقمان و شالوده مدرسه پرورشى اوست.
«حكمت»، باورها و احكام و سنت هاى نيكو و پندهاست كه ضامن سلامتى جامعه و پشتوانه خوشبختى بشر مى باشد. از زيباترين جلوه هاى تربيتى روايات، پندهاى لقمان حكيم به فرزندش، «منشور تربيتى لقمان» است.
برنامه هاى تربيتى لقمان، برپايه شخصيت فرزند استوار است و زواياى پرورشى شگفت آور وگسترده اى در بردارد كه هر پدر و مادر و معلم و مربى بايد گوهر وجود را با نور حكمت قرآنى و روايت روشن سازد تا در پرورش شخصيت كودكان و نوجوانان توفيق يابد. اين مجموعه، گلچينى از پندهاى لقمان به فرزندش در سايه آيات حكيمانه سوره لقمان است كه به پيشگاه خانواده هاى عزيز تقديم مى گردد. اميد است در راه پرورش نوجوانان و جوانان مفيد آيد.

«انشاء اللّه »
على تقديرى
بهار 1381

سيماى لقمان:
لقمان، در دهمين سال حكومت حضرت داود درخانواده اى از نسل ابراهيم عليه السلام به دنيا آمد. كنيه او «ابوالاسود»، غلام سياه حبشى يا سودانى بود كه در ميان اهالى نوبه از قوم بنى اسراييل رشد يافت. برخى او را پسر خاله يا خواهرزاده حضرت ايوب عليه السلام مى دانند. او به خاطر داشتن چهره اى نازيبا و بدنى سياه ولى نيرومند، برده و گله دار قين بن حسر از ثروتمندان بنى اسراييل بود. پس از دريافت «حكمت» آزاد گرديد.
لقمان از همراهان حضرت داود بود و بسيار به ديدار او مى رفت و ايشان را اندرز و آگاهى مى داد حضرت داوود عليه السلامهمواره به او مى فرمود:
«خوشا به حـال تو كه حكمت به تو داده شد و به بلاى حكومت گرفتار نشدى»
لقمان در دانش عقلى و اجتماعى و اخلاقى از فرزانگان دوره خويش شايسته تر بود. لحظه هاى بيكارى را به انديشه در شناخت خدا و جهان مى گذرانيد و براى زندگى به شغل خياطى، درودگرى سرگرم بود به خاطر داشتن هوش سرشار و انديشه ورزى زياد، تجربه و منطق محكم و بيان شيوا به «لقمان حكيم» مشهور گرديد و عمر او را در تاريخ از 200 تا 560 سال و در روايتى تا 3500 سال نقل كرده اند.
روزى ندايى شنيد. اى لقمان! آيا مى خواهى خدا تو را جانشين خود در زمين كند تا بين مردم به حق حكم كنى. لقمان پاسخ داد: «اگر پروردگارم مرا اختيار دهد، عافيت را مى خواهم و بلا را نمى پذيرم ولى اگر او اراده كرده باشد خودش يارى ام مى نمايد و از خطا نگهم دارد». فرشتگان از فهم او شگفت زده شدند. بامدادان كه از خواب برخاست قلبش لبريز از «حكمت» بود.
خداوند حكيم به لقمان «حكمت» عنايت كرد و او نيز از مقام «حكمت» به مقام «شكر» دست يافت.
خداوند هم به پاس احترام و مقام لقمان، سفارش هاى حكيمانه او را در سوره لقمان براى مسلمانان، بازگو نموده است.
امام صادق عليه السلام مى فرمايد: «لقمان در سايه خويشاوندى و مال و نيرومندى و زيبايى به آن مقام بلند نرسيد. بلكه او مردى بود كه در اطاعت خدا ايستادگى داشت. پرهيزكار، ساكت، باوقار، آينده نگر و تيزهوش و پندآموز بود در هر موضوعى عميقانه فكر مى كرد، از هر حادثه اى درس مى گرفت. روز نمى خوابيد و از خود مراقبت زياد مى نمود، كم خنده و شوخى مى كرد. از توجه دنيا شاد نمى شد و از پشت كردن آن اندوهناك نمى گشت. فرزندان زيادى داشت و همه قبل از او مردند و در مرگ آنها بردبارى را از دست نداد. يكى از روشهاى نيكوى او اين بود كه هر گاه دو نفر با هم اختلاف پيدا مى كردند، تا آشتى ميان آنها برقرار نمى ساخت آرام نمى گرفت. به مجالس دانشمندان اهميت مى داد و براى حكمرانان اندوهناك مى شد كه چگونه فريب چند روز مقام دنيايى را مى خورند».
روزى يكى از بزرگان بنى اسرائيل از محلى گذر مى كرد، ديد كه گروهى از مردم مانند تشنگان آب گوارا به دور لقمان گرد آمده اند وبه سخنان حكيمانه او گوش مى دهند. آن رهگذر با تعجب به لقمان گفت: تو آن نيستى كه با ما گله دارى مى كردى؟ گفت: آرى. پرسيد: پس چگونه به اين مقام رسيده اى: لقمان فرمود: سه ويژگى مرا به اين مقام رسانيد:
راستگويى
امانت دارى
دورى از كارهاى بيهوده
صفحه اختصاصي حديث و آيات داود الصّرفى قال: قُلت لَهُ ـ يعنى ابَاالحَسَن ـ : اِنّى زُرْتُ اَباك وَ جَعَلْتُ ذلِكَ لَـكَ. فَقالَ: لَكَ مِنَ اللّهِ اَجْرٌ و ثَوابٌ عَظيمٌ وَ مِنّا الْمـَحْمِدَةُ. حديث
داود صرفى مى گويد: به امام كاظم عليه السلام عرض كردم: من قبر پدرت را زيارت كردم و آن را براى شما (و به نيابت از شما) قرار دادم. حضرت فرمود: تو از سوى خداوند پاداش بزرگى دارى و از ما نيز براى تو ستايش است.
صفحه اختصاصي حديث و آيات داوودُ عليه السلام ـ لابنهِ سليمانَ عليه السلام ـ : لا تَسْتَبدِلَنَّ بأخٍ قديمٍ أخا مُسْتَفادا ما استَقامَ لكَ .حديث
داوود عليه السلام ـ به فرزندش سليمان عليه السلام ـ فرمود : تا زمانى كه برادر (دوست) قديمى بر وفق مراد توست هيچ گاه برادر تازه به دست آمده اى را جايگزين او مكن .
صفحه اختصاصي حديث و آيات داوود عليه السلام ـ لَمّا مَرَّ بِإسكافٍ ـ : يا هذا اِعمَلْ و كُل ، فَإنَّ اللّه َ يُحِبُّ مَن يَعمَلُ و يَأكُلُ ، و لا يُحِبُّ مَن يَأكُلُ و لا يَعمَلُ .حديث
داوود عليه السلام ـ چون بر كفشگرى گذشت ـ فرمود : اى مرد! كار كن و بخور؛ زيرا خداوند، كسى را كه كار كند و بخورد، دوست دارد و كسى را كه بخورد و كار نكند، دوست نمى دارد.
صفحه اختصاصي حديث و آيات داوودُ عليه السلام ـ لِسليمانَ عليه السلام ـ : يا بُنَيَّ، علَيكَ بطُولِ الصَّمتِ إلاّ مِن خَيرٍ ؛ فإنّ النَّدامَةَ على طُولِ الصَّمتِ مَرّةً واحِدَةً خَيرٌ مِن النَّدامَةِ على كَثرَةِ الكلامِ مَرّاتٍ . يا بُنَيَّ ، لو أنّ الكلامَ كانَ مِن فِضّةٍ يَنبَغي للصَّمتِ أن يكونَ مِن ذَهَبٍ .حديث .حديث
داوود عليه السلام ـ خطاب به سليمان عليه السلام ـ فرمود : فرزندم! دم فرو بستنِ خود را طولانى كن، مگر از خوبى؛ زيرا يك بار پشيمانى بر اثر خاموشىِ طولانى، بهتر از بارها پشيمانى است كه از پرگويى حاصل مى شود. پسرم! اگر سخن از نقره باشد، خاموشى را سزاست كه از طلا باشد .حديث
صفحه اختصاصي حديث و آيات داوودُ عليه السلام ـ كانَ يقولُ ـ : اللّهُمّ لا مَرَضٌ يُضنِيني ، و لا صِحَّةٌ تُنسِيني ، و لكنْ بينَ ذلكَ .حديث
داوود عليه السلام ـ بارها ـ مى فرمود : بار خدايا! نه بيمارى اى كه مرا سنگين و بسترى گرداند و نه تندرستى اى كه مرا به فراموشى و غفلت [از ياد تو ]كشاند، بلكه حدّ ميان اين دو [نصيبم فرما].
تـــعـــداد احـــادیـــث 21
صـــفـــحـــه 2 از 3
حدیث روز 

امام علی عليه ‏السلام : :

خِلطَةُ أبناءِ الدُّنيا تَشينُ الدِّينَ، و تُضعِفُ اليَقينَ؛

معاشرت با دنياپرستان دين را عيبناك و يقين را سست مى‏ كند.

غرر الحكم : ح5072

حمایت از پایگاه
آمار پایگاه کتابخانه احادیث شیعه

تــعــداد كــتــابــهــا : 111

تــعــداد احــاديــث : 45456

تــعــداد تــصــاویــر : 685

تــعــداد حــدیــث روز : 646

تــعــداد کــلــیــد واژه هــا : 608

تــعــداد اعــضــاء : 3459